مدل معاملاتی ICT Venom یک استراتژی پیشرفته در چارچوب مفاهیم ICT است که بهصورت ویژه برای معاملات کوتاهمدت (Intraday) در شاخصهای اصلی آمریکا مانند Nasdaq (US100)، Dow Jones (US30) و S&P 500 (US500) طراحی شده است. هسته اصلی این مدل بر نظریه نقدینگی (Liquidity Theory) استوار است؛ به این معنا که قیمتها تمایل دارند به سمت مناطقی حرکت کنند که انباشت دستورات حد ضرر (Stop-Loss) معاملهگران خرد قرار دارد (مانند سقفها و کفهای قبلی) تا با شکار این نقدینگی، نهادهای بزرگ بتوانند سفارشات معکوس خود را با حجم بالا اجرا کنند. در این مدل، ورود به معامله تنها زمانی انجام میشود که یک شکار نقدینگی صریح (Liquidity Sweep) در تایمفریمهای پایینتر رخ داده باشد و سپس بازار با یک شکاف تعادلی (Fair Value Gap – FVG) و تغییر ساختار بازار (Market Structure Shift – MSS) همراه شود تا سیگنال بازگشت تأیید گردد.
دومین مؤلفه حیاتی در مدل Venom، استفاده ترکیبی از دینامیک زمان و قیمت در جلسه معاملاتی نیویورک (بهویژه ساعتهای تداخل با لندن و اونس بعدازظهر نیویورک) است، زیرا بیش از ۷۰٪ نقدینگی نهادی در این بازهها جریان دارد. مدل به معاملهگر آموزش میدهد که پیش از باز شدن بازار نیویورک، سطح تعادل روزانه (PDH/PDL و قبلی روزانه) را مشخص کند و سپس منتظر بماند تا قیمت یکی از این سطوح کلیدی را بشکند و نقدینگی طرف مقابل را جمعآوری کند. بلافاصله پس از این Sweep، در صورت شکلگیری FVG اصلاحی در خلاف جهت حرکت قبلی و همراه با یک شکست ساختار (MSS) در تایمفریم ۱ یا ۵ دقیقه، سیگنال ورود قطعی صادر میشود. این رویکرد باعث میشود معاملهگر از حرکات جهشی و اصلاحی شدید که اغلب پس از شکار نقدینگی رخ میدهند، بهرهبرداری کند و در جهت جریان سفارشات نهادی (Order Flow) وارد شود.
در نهایت، مزیت کلیدی مدل Venom نسبت به سایر مدلهای ICT، فیلتر کردن شکستهای کاذب از طریق همافزایی سه معیار (Sweep + FVG + MSS) و نیز استفاده از تایمینگ دقیق بر اساس بازههای زمانی کلیدی (مانند ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۳۰ و ۱۴:۰۰ تا ۱۵:۰۰ به وقت نیویورک) است. اندیکاتور مربوطه بهصورت خودکار این سطوح و سیگنالها را روی نمودار نمایش میدهد و با هشدارهای دیداری و شنیداری، لحظه دقیق همپوشانی شرایط را اعلام میکند. با این حال، تأکید مدل بر مدیریت ریسک و حد ضرر پویا (قرار دادن حد ضرر پشت آخرین ساختار شکسته شده) است و به معاملهگر توصیه میشود که این سیگنالها را صرفاً در جهت روند اصلی روزانه (با تأیید تایمفریم بالاتر) اجرا کند تا احتمال موفقیت حداکثر شود و نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward) حداقل ۱ به ۲ یا بالاتر تأمین گردد.

نکات کلیدی مدل ICT Venom:
- تمرکز داخل روز: بهینه شده برای شاخصهای آمریکا (US100، US30، US500).
- عنصر زمان: بازه بحرانی 08:00–09:30 صبح (Venom Box).
- منطق Liquidity Sweep: قیمت نقدینگی را در باز شدن بازار ساعت 09:30 صبح جمعآوری میکند.
- ابزارهای تایید: MSS، CISD، FVG و Order Blocks.
- تنظیمات دوگانه: در شرایط Bullish Venom و Bearish Venom کار میکند.
در اصل، استراتژی ICT Venom چارچوبی است که توضیح میدهد چگونه بازیگران نهادی با ایجاد شکستهای کاذب در اطراف محدوده اولیه بازار، نقدینگی را دستکاری میکنند. بین ساعت 08:00 تا 09:30 صبح به وقت نیویورک، محدودهای به نام “Venom Box” شکل میگیرد.این محدوده به عنوان تلهای برای معاملهگران خرد عمل میکند و پس از باز شدن رسمی بازار در ساعت 09:30 صبح، قیمت معمولاً سقف یا کف این محدوده را لمس میکند تا نقدینگی مربوط به استاپ لاسها جمعآوری شود. پس از این جمعآوری نقدینگی، بازار اغلب به شدت بازگشت میکند و یک Bullish Venom Setup یا Bearish Venom Setup کلاسیک ایجاد میشود.
مدل Venom (استراتژی معاملاتی ICT Venom) صرفاً یک ابزار شناسایی الگو نیست، بلکه یک مدل دقیق معاملاتی نهادی مبتنی بر زمان، نقدینگی و ساختار بازار است. با درک محدوده Initial Balance Range، مشاهده Liquidity Sweeps و ورود به معاملات از مناطق FVG یا Order Blocks، معاملهگران میتوانند بازگشتهای بازار را با دقت بالا پیشبینی کنند. این استراتژی در میان دنبالکنندگان ICT به دلیل ارائه انضباط مدیریت ریسک و شرایط واضح ورود/خروج بسیار مورد احترام است. بهطور خلاصه، مدل Venom دستکاری نقدینگی را به فرصتهای معاملاتی عملی تبدیل میکند.
Bullish Setup

Bearish Setup

تنظیمات و نحوه استفاده
نحوه استفاده
مدل ICT Venom با مشاهده رفتار قیمت در ساعات اولیه جلسه نیویورک اعمال میشود. اولین گام، تعریف محدوده اولیه یا همان Venom Box است که بین ساعت 08:00 تا 09:30 صبح EST شکل میگیرد. این محدوده نقاط سقف و کف را مشخص میکند که معاملهگران نهادی اغلب برای ایجاد تله برای معاملهگران خرد از آن استفاده میکنند. پس از باز شدن رسمی بازار در ساعت 09:30 صبح، قیمت معمولاً سقف یا کف این محدوده را لمس میکند تا نقدینگی جمعآوری شود.
پس از این جمعآوری نقدینگی، بازار معمولاً در جهت واقعی حرکت میکند. برای تأیید ستاپ، معاملهگران به دنبال سیگنالهایی مانند Market Structure Shift (MSS)، Change in State of Delivery (CISD) یا ظهور Fair Value Gap (FVG) هستند. این عناصر بازگشت را تأیید کرده و سطوح دقیق اجرای معامله را فراهم میکنند.
ستاپ صعودی (Bullish Setup)
در Bullish Venom Setup، بازار ابتدا کف Venom Box را پس از ساعت 09:30 صبح لمس میکند تا نقدینگی سمت فروش جمعآوری شود. این حرکت نزولی اغلب تند و فریبنده است و برای استاپ شدن معاملات خرید معاملهگران خرد و جذب فروشندگان جدید طراحی شده است.
پس از جمعآوری نقدینگی، بازار معمولاً جهت خود را تغییر داده و یک MSS یا CISD ایجاد میکند که بازگشت به سمت بالا را نشان میدهد.
معاملهگران سپس منتظر میمانند تا قیمت به Fair Value Gap یا Order Block سمت تقاضا بازگردد. این بازگشت نقطه ورود ایدهآل برای پوزیشنهای خرید است. استاپ لاس باید کمی پایینتر از کف جمعآوری نقدینگی قرار گیرد، در حالی که اهداف سود در سقف Venom Box و در صورت ادامه حرکت، در سقفهای بالاتر جلسه یا روزانه تعیین میشوند.
ستاپ نزولی (Bearish Setup)
در Bearish Venom Setup، روند مشابه اما معکوس است. پس از تعریف محدوده اولیه، اگر قیمت پس از باز شدن بازار ساعت 09:30 صبح بالاتر از سقف Venom Box شکست کند، این یک Breakout کاذب برای جمعآوری نقدینگی سمت خرید است. این حرکت معمولاً معاملهگران مشتاق خرید را در تله قرار میدهد و استاپ لاسهای بالای سقف را پاک میکند.
پس از جمعآوری نقدینگی، تأیید از طریق MSS یا CISD که به بازگشت نزولی اشاره دارد، انجام میشود. در این مرحله، معاملهگران انتظار دارند قیمت به Fair Value Gap یا Order Block سمت عرضه که در طول بازگشت شکل گرفته است، بازگردد. معاملات فروش در این محدوده گرفته میشود و استاپ لاس بالاتر از سقف جمعآوری نقدینگی قرار میگیرد. اهداف منطقی سود شامل کف Venom Box و در صورت حرکت نزولی قویتر، کفهای عمیقتر جلسه یا روزانه است.
-
۱. Refine Order Block و Mitigation Level OB (تنظیم سطح واکنش در بلوک سفارشی)
Order Block (OB) به منطقهای گفته میشود که آخرین کندل حرکتساز (Engine Bar) قبل از یک حرکت جهشی شکل گرفته است. اما قیمت همیشه کل محدوده OB را لمس نمیکند؛ بلکه معمولاً به یک سطح مشخص درون آن واکنش نشان میدهد.
- Proximal (نزدیک): نزدیکترین سطح به قیمت جاری (لبه ورودی OB). برای ورود زودهنگام و ریسک کمتر مناسب است، اما احتمال اینکه قیمت به این سطح برسد بیشتر است.
- 50% OB (میانه): نقطه وسط محدوده OB. تعادل بین ریسک و کیفیت واکنش؛ بسیاری از نهادها در این سطح سفارش میدهند.
- Distal (دور): دورترین سطح از قیمت جاری (لبه خروجی OB). واکنش قویتری دارد اما ممکن است قیمت به آن نرسد و معامله از دست برود. برای معاملهگران محافظهکار که منتظر بهترین قیمت هستند.
نکته کاربردی: اگر در روند قوی هستید، Proximal را انتخاب کنید تا از حرکت جا نمانید. در بازار خنثی یا اصلاحی، Distal یا 50% امنتر است.
۲. FVG Filter (نوع فیلتر Judas Swing) – تنظیم حساسیت فیلتر Fair Value Gap
FVG به شکاف تعادلی بین سه کندل متوالی گفته میشود که قیمت با سرعت از آن عبور کرده است. اما همه FVGها معتبر نیستند. این فیلتر بر اساس پهنای FVG (فاصله بین سقف کندل اول و کف کندل سوم) عمل میکند:
- Very Aggressive (بسیار تهاجمی): FVGهای با هر پهنایی (حتی پهنترینها) را قبول میکند. تعداد سیگنال زیاد، اما احتمال واکنش کاذب بالاست.
- Aggressive (تهاجمی): FVGهای با پهنای متوسط تا پهن را قبول میکند.
- Defensive (محافظهکار): فقط FVGهای نسبتاً باریک را قبول میکند (کیفیت بالاتر، سیگنال کمتر).
- Very Defensive (بسیار محافظهکار): فقط باریکترین و ایدهآلترین FVGها را هدف میگیرد که احتمال برگشت از آنها بسیار بالاست.
نکته کاربردی: در جلسه نیویورک که نوسان بالاست، حالت Defensive یا Very Defensive انتخاب بهتری است. در ساعات کمنوسان (آسیا) میتوانید از Aggressive استفاده کنید.

-
۳. Mitigation Level FVG (نقطه واکنش درون FVG)
دقیقاً مشابه Order Block، اما این بار برای محدوده FVG:
- Proximal: نزدیکترین لبه به قیمت فعلی (معمولاً لبه پایین FVG در روند نزولی یا لبه بالایی در روند صعودی).
- 50% FVG: وسط شکاف تعادلی.
- Distal: دورترین لبه FVG.
نکته کاربردی: اگر میخواهید با روند حرکت کنید و از برگشتهای سریع سود ببرید، Proximal را انتخاب کنید. اگر به دنبال پر کردن کامل FVG و ورود با قیمت بهتر هستید، Distal را تنظیم کنید (اما احتمال از دست دادن سیگنال بیشتر است).
۴. CISD و Bar Back Check (تنظیم دقت تشخیص تغییر ساختار بازار)
CISD یا Change in State of Delivery به معنی شکستن یک سقف یا کف قبلی و تغییر جهت ساختار بازار است. گزینه Bar Back Check تعداد کندلهای گذشته را که الگوریتم برای تشخیص معتبرترین سطح CISD بررسی میکند، مشخص میکند:
- عدد پایین (مثلاً ۳ تا ۵): CISDهای اخیر و کوتاهمدت را تشخیص میدهد. مناسب برای اسکالپینگ و ورود سریع.
- عدد متوسط (مثلاً ۱۰ تا ۱۵): CISDهای با اعتبار متوسط که هم ساختار کوتاهمدت و هم میانمدت را پوشش میدهند.
- عدد بالا (مثلاً ۲۰ تا ۳۰): فقط CISDهای معتبر و دوربرد را نشان میدهد که معمولاً با سطوح کلان (مانند PDH/PDL) همخوانی دارند. سیگنالها بسیار باکیفیت اما کمتعداد میشوند.
نکته کاربردی: برای معاملات روزانه روی US100/US500، عدد ۱۰ تا ۱۵ تعادل خوبی بین دقت و تعداد سیگنال ایجاد میکند. در بازارهای با روند مشخص، عدد بالاتر (۲۰) به شما کمک میکند تا از نویزهای کوچک عبور کنید.
-
ICT Venom Trading Model
کتاب رایگانلینک دانلود آماده است. روی دکمه زیر کلیک کنید.
دانلود ICT Venom Trading Model








