معرفی کتاب
«هرگز رهایم مکن» شاهکاری است که مرز میان ژانر علمیتخیلی و ادبیات انسانی را چنان ظریف میکند که خواننده تا مدتها پس از بستن کتاب، در فضای خالی و تکاندهندهی آن معلق میماند.رمان با روایت «کتی اچ» آغاز میشود؛ دختری سیویکساله که با لحنی آرام، صمیمی و گاه پریشان، خاطرات دوران حضورش در مدرسهی شبانهروزی «هیلشم» را بازگو میکند. او از دوستیاش با «روت» و «تامی» میگوید، از معلمانی که گاهی چیزهایی را نیمهتمام میگویند، از نقاشیهایی که از بچهها گرفته و در گالری مرموزی نگهداری میشود، و از واژههایی که خواننده را آرامآرام متوجه میکند این کودکان با دیگران متفاوتاند: «مراقب»، «اهداکننده»، «تکمیل». ایشیگورو با ظرافتی استادانه، بدون آنکه حتی یک لحظه دچار تظاهر یا ملودرام شود، از دل زندگی روزمرهی این سه نفر، پرده از حقیقتی هولناک برمیدارد که هرگز به یک «لحظهی انفجاری» تبدیل نمیشود. حقیقت چنان در بافت روایت تنیده است که وقتی خواننده آن را درمییابد، حالِ شخصیتها را کاملاً درک میکند: آنها از سرنوشت خود آگاهاند، اما نه به آن شکلی که ما انتظار داریم. دانش آنها و بیخبریشان همزمان وجود دارد، و همین دوگانهی دلخراش، ستون فقرات رمان را میسازد .
محور اصلی کتاب: به ظاهر یک داستان علمیتخیلی دربارهی همانندسازی و برداشت اعضا است، اما در عمق خود، تأملی است بر آنچه انسان را انسان میکند: عشق، خاطره، هنر و توانایی رویا بافتن در دل محرومیت مطلق.کتی، روت و تامی در فضایی بسته و کنترلشده بزرگ میشوند، اما این فضا برای آنها «زندان» نیست؛ جایی است که در آن درس میخوانند، دوست پیدا میکنند، دعوا میکنند، آشتی میکنند و عاشق میشوند. تفاوت اصلی این است که آنها هیچ تصوری از آیندهای خارج از «اهدای عضو» و «تکمیل» ندارند. روت در یکی از تأثیرگذارترین بخشهای رمان، آرزوی شغلی کاملاً عادی و حتی خستهکننده را در سر میپروراند، و همین آرزوی کوچک است که عظمت فاجعه را آشکار میکند: این بچهها حتی حق «خسته شدن از یک شغل معمولی» را ندارند . ایشیگورو با انتخاب راویای که به دنبال «معنادادن» به زندگینامهی خود است، داستانی از سوگ و خاطره میسازد که در آن، تعریف کردن گذشته، خود به مثابه یک عمل اخلاقی و شاید تنها تسلای ممکن است .
خرید کتاب الکترونیکی (PDF) ممیزی و بهینه سازی انرژی در سیستم های ساختمانی اثر مهندس امین طالبیان
خرید کتاب الکترونیکی (PDF) مصرف بهینه انرژی در تهویه مطبوع اثر محمدرضا سلطاندوست
حال و هوای محتوای اثر: در بخشی از متن کتاب، در تکجملهای که تامی در واپسین دیدارشان به کتی میگوید، به اوج خود میرسد.تامی به کتی میگوید که مدام به رودخانهای فکر میکند؛ آب تند و خروشان است و دو نفر در آن دستوپا میزنند تا یکدیگر را نگه دارند. اما جریان آنقدر قوی است که در نهایت باید رها کنند و از هم دور شوند. تامی در ادامه میگوید: «برای ما هم همینطور است. کتی، چون ما تمام عمرمان یکدیگر را دوست داشتیم. اما در نهایت، نمیتوانیم برای همیشه با هم بمانیم» . این تصویر ساده و در عین حال ویرانگر، کل فلسفهی رمان را در خود فشرده کرده است: عشق واقعی وجود دارد، تلاش برای نگهداشتن یکدیگر واقعی است، اما جریانی بزرگتر و بیرحم، سرنوشتی است که هیچکس نمیتواند از آن فرار کند. ایشیگورو این جمله را در بافتی میگذارد که نه بغضآلود است و نه شعاری؛ آرام، پذیرفته و درست مثل خود زندگی. همین لحنِ سنجیده و کنترلشده است که کتاب را از یک داستان پادآرمانشهری معمولی به اثری دربارهی «از دست دادن» و «چنگ زدن به هر چیزی که میتوانیم» بدل میکند .
نقاط قوت : این رمان عمدتاً در ساختار روایی، لحن و عمق فلسفی آن نهفته است، در حالی که ضعف اصلی آن، همان چیزی است که برخی خوانندگان را پس میزند: فقدان واکنش انسانی به یک سیستم غیرانسانی.ایشیگورو استاد خلق «وحشت خزنده» از دل روزمرگی است. خواننده در حین ورق زدن صفحاتی دربارهی دعوای بچهها بر سر نوار کاست یا انتخاب لباسهای دستدوم، ناگهان به یاد میآورد که این بچهها «بدل» هستند و قرار است تکهتکه شوند. این آگاهی دیررس، به هر جمله رنگ و بویی دیگر میبخشد. همچنین، راوی غیرقابلاعتماد ایشیگورو — کتی — که گذشته را با شکافها و سکوتهایش روایت میکند، اثری پساساختارگرایانه به متن داده است که نشان میدهد حقیقت و هویت، مفاهیمی سیال و برساختهاند . اما در سوی دیگر، همین پذیرش و تسلیم محض شخصیتهاست که برخی منتقدان آن را نقطهضعف میدانند: چرا هیچکس طغیان نمیکند؟ چرا کتی و تامی و روت با سرنوشت خود اینگونه کنار میآیند؟ ایشیگورو آگاهانه از این «فقدان طغیان» استفاده میکند تا نقدی تیزتر به جامعهای داشته باشد که در آن انسانها — ما — نیز اغلب به رویههای غیرانسانی تن میدهند. با این حال، این انتخاب روایی برای برخی خوانندگان که انتظار «قیام» یا «رستگاری» دارند، ناامیدکننده تمام میشود. برخی نظرات خوانندگان نیز حاکی از آن است که آهنگ کند و پراکندهگوی روایت برایشان «کسلکننده» یا «بیجهت» بوده است .
معرفی نویسنده
کازوئو ایشیگورو، برندهی جایزهی نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۷، نویسندهای است که میان دو جهان زیسته و همین «در میان بودن»، به آثارش عمقی جهانی و در عین حال شخصی بخشیده است.او در ۸ نوامبر ۱۹۵۴ در ناگازاکی ژاپن به دنیا آمد و در پنجسالگی همراه خانوادهاش به انگلستان مهاجرت کرد. پدر و مادرش گمان میکردند این اقامت موقتی است و بنابراین سعی کردند فرهنگ و زبان ژاپنی را در خانه زنده نگه دارند؛ اما اقامت آنها دائمی شد و ایشیگورو در انگلستان بزرگ شد، در حالی که در خانهای ژاپنیزبان و با ارزشهایی متفاوت احاطه شده بود . ایشیگورو خود میگوید که با وجود ژاپنیبودنش، با ادبیات ژاپنی چندان آشنا نیست و بیشتر تأثیر گرفته از سینماگران ژاپنی همچون یاسوجیرو ازو و میکیو ناروسه است . او در دانشگاه کنت در رشتههای انگلیسی و فلسفه تحصیل کرد و بعدتر مدرک کارشناسی ارشد نویسندگی خلاق را از دانشگاه ایست انگلیا گرفت . ایشیگورو تاکنون چهار بار نامزد جایزهی من بوکر شده که یکی از آنها را برای «بازماندهی روز» در سال ۱۹۸۹ از آن خود کرد . «هرگز رهایم مکن» نیز در سال ۲۰۰۵ نامزد بوکر شد و مجلهی تایم آن را بهترین رمان سال معرفی کرد .
آثار ایشیگورو اغلب حول محور حافظه، سوگ، فریب خودخواسته و مرزهای میان واقعیت و خیال میچرخند. در «هرگز رهایم مکن» نیز همان دغدغههای همیشگی او — انسان در برابر سیستمی که او را مصرف میکند — با ظاهری علمیتخیلی روکش شدهاند، اما روح اثر همان حسرت آشنا و لطیف ایشیگورویی است. او امروز در لندن همراه با همسر و دخترش زندگی میکند .
مشخصات کتاب
- عنوان: هرگز رهایم مکن
- نویسنده: کازوئو ایشیگورو
- مترجم: سهیل سمی
- ناشر: انتشارات ققنوس
- سال نشر (چاپ اول): ۱۳۸۵
- شابک: ۹۶۴-۳۱۱-۶۲۷-۱
- تعداد صفحات: ۳۶۶ صفحه
هرگز رهایم مکن
نوع محصول: کتاب
قیمت: 200,000 تومان
نحوه پرداخت به صورت کارت به کارت می باشد
شماره کارت بلو : 6219861880534846
به نام مصطفی اجارستاقی
پس از پرداخت به شماره پشتیبانی پیام دهید تا فایل برای شما ارسال گردد
شماره پشتیبانی : 09364549266
دانلود اندیکاتور Wyckoff [theUltimator5] شناسایی و بازتوزیع (Redistribution) بهصورت خودکار در تریدینگ ویو برای ارزدیجیتال






