انتشار سناریوهای بدبینانه درباره آینده نرخ ارز و بیان اعداد نجومی مانند دلار 150 یا حتی 165 هزار تومانی، در روزهای اخیر بار دیگر بازار ارز را دچار التهاب کرده است. این نوع خبرسازیها و اظهارنظرهای غیرکارشناسی، نه تنها پایه علمی و اقتصادی محکمی ندارند، بلکه بیشتر شبیه بازی روانی با افکار عمومی هستند؛ بازیای که میتواند بازار را دچار بیثباتی کرده و نگرانی مردم را افزایش دهد.
از شایعه تا واقعیت؛ دلار 150 هزار تومانی؟
در روزهای گذشته، بابک زنجانی در سخنانی جنجالی مدعی شد که «اگر سیاستهای فعلی ادامه پیدا کند، دلار 150 هزار تومان خواهد شد.» از سوی دیگر، معاونت بینالملل اتاق بازرگانی ایران نیز گزارشی منتشر کرد که در آن نرخ ارز آزاد تا 165 هزار تومان پیشبینی شده بود؛ هرچند این اتاق بعداً مجبور به تکذیب رسمی شد. این دو نمونه نشان میدهد که چگونه یک جمله یا گزارش میتواند در فضای رسانهای دستبهدست شود و به سرعت بر ذهنیت عمومی و رفتار فعالان بازار اثر بگذارد، حتی اگر هیچ مبنای اقتصادی نداشته باشد.
نرخسازی رسانهای؛ بنزین بر آتش بازار
بازار ارز ایران به شدت تحت تأثیر اخبار و فضاهای روانی است. کوچکترین اظهار نظر یا پیشبینی اغراقآمیز میتواند به عنوان یک سیگنال منفی تلقی شود و فعالان بازار را به سمت خرید بیشتر یا افزایش قیمتها سوق دهد. وقتی اعدادی مثل 150 یا 165 هزار تومان به صورت عمومی مطرح میشود، حتی اگر غیرواقعی باشد، عملاً انتظارات تورمی را بالا میبرد. نتیجه چنین وضعی این است که قیمتها زودتر از عوامل واقعی اقتصادی واکنش نشان میدهند و التهاب بازار بیشتر میشود.
چرا این سناریوها اشتباه هستند؟
کارشناسان تأکید دارند که این پیشبینیهای سیاه، از چند جهت با واقعیتهای اقتصادی امروز کشور همخوانی ندارند:
- تحریمهای شورای امنیت ابزار جدیدی به فشارها اضافه نمیکند. تقریباً همه محدودیتها پیشتر توسط آمریکا اعمال شده و آثار اصلی آنها تخلیه شده است.
- روشهای مقابلهای ایران تغییر کرده است. فروش نفت متنوعتر شده، معاملات غیردلاری افزایش یافته و بخشی از تحریمها عملاً بیاثر شدهاند.
- تجربههای گذشته تکرار نمیشوند. برای نمونه، تلاش آمریکا برای فعالسازی مکانیسم ماشه در سال 2020 هیچ نتیجه عملی نداشت.
بنابراین، تکرار سناریوهایی با دلار 150 یا 165 هزار تومانی بیشتر شبیه به ابزار سیاسی یا روانی است تا یک تحلیل علمی و اقتصادی معتبر.
بازی با افکار عمومی؛ پیامدهای روانی و اجتماعی
وقتی خبرهایی با اعداد بزرگ و ترسناک منتشر میشود، جامعه دچار نوعی اضطراب جمعی میگردد. مردم به جای تحلیل منطقی، از ترس کاهش ارزش پول خود به خرید طلا، ارز یا کالاهای مصرفی هجوم میآورند. همین رفتار هیجانی، خودش به رشد قیمتها دامن میزند. به بیان دیگر، حتی اگر پیشبینیها درست نباشند، صرفاً بیان آنها میتواند چرخهای از «ترس → خرید هیجانی → افزایش قیمت → ترس بیشتر» را به وجود آورد. این همان چیزی است که به آن «بازی با افکار عمومی» میگویند.
ضرورت ورود نهادهای نظارتی و قضایی
در چنین شرایط حساسی، رها کردن فضای رسانهای بدون نظارت میتواند به بیثباتی اقتصادی منجر شود. وقتی هر فرد یا نهادی بتواند آزادانه نرخهای نجومی را مطرح کند، عملاً اعتماد عمومی آسیب میبیند. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند مدعیالعموم و دستگاههای نظارتی باید با چنین اظهارات بیپایه برخورد جدی داشته باشند. سکوت در برابر این نرخسازیها، به معنای تأیید غیرمستقیم آنها در نگاه مردم است.
اقتصاد ایران به چه چیز نیاز دارد؟
به جای غرق شدن در پیشبینیهای بدبینانه، اقتصاد ایران امروز به چند اقدام اساسی نیاز دارد:
- اصلاحات ساختاری: کاهش وابستگی بودجه به نفت، شفافسازی مالی و کاهش فساد.
- مدیریت حرفهای و شایستهسالاری: انتخاب مدیرانی کاربلد به جای انتصابهای سیاسی.
- ثبات در سیاستهای کلان: تغییرات مداوم در قوانین ارزی و تجاری اعتماد فعالان اقتصادی را از بین میبرد.
- اطلاعرسانی صحیح: رسانهها باید به جای دامن زدن به شایعات، واقعیتهای اقتصادی و راهکارهای عملی را به مردم منتقل کنند.
تجربههای تاریخی چه میگویند؟
در سالهای گذشته بارها شاهد بودیم که بازار ارز بیش از آنکه به شاخصهای واقعی اقتصادی واکنش نشان دهد، به اخبار و شایعات پاسخ داده است. برای نمونه:
- در مقاطعی که شایعه تشدید تحریمها منتشر شد، قیمت دلار چند هزار تومان افزایش یافت، حتی بدون تغییر واقعی در عرضه و تقاضا.
- زمانی که صحبت از توافقهای احتمالی یا آزادسازی منابع بلوکهشده مطرح شد، نرخ ارز به سرعت کاهش پیدا کرد.
این نشان میدهد که بیشترین اثرگذاری بر بازار ارز ایران، از جنس روانی و انتظاراتی است.
نقش رسانهها در ثبات یا التهاب بازار
رسانهها میتوانند هم به آرامسازی بازار کمک کنند و هم باعث التهاب بیشتر شوند. اگر تیترها و خبرها با دقت، بر اساس دادههای واقعی و همراه با تحلیل کارشناسی منتشر شوند، جامعه اعتماد بیشتری پیدا میکند. اما اگر رسانهها به دنبال جذب بازدید بیشتر با تیترهای جنجالی و اعداد ترسناک باشند، عملاً در نقش شعلهور کردن آتش بیثباتی عمل میکنند.
راهکارهای جلوگیری از نرخسازی روانی
برای جلوگیری از تکرار چنین سناریوهایی، چند اقدام کلیدی پیشنهاد میشود:
- شفافیت در سیاستهای ارزی: اعلام دقیق و بهموقع تصمیمات ارزی دولت.
- مدیریت صحیح رسانهای: برخورد با انتشار اخبار جعلی و کنترل فضای مجازی در این زمینه.
- آموزش عمومی: افزایش سواد اقتصادی مردم برای تشخیص اخبار درست از شایعات.
- پاسخگویی سریع مسئولان: هرگاه خبری غیرواقعی منتشر میشود، مسئولان باید فوراً آن را تکذیب یا توضیح دهند.
اعتماد؛ سرمایه اصلی اقتصاد
اقتصاد هر کشوری بیش از هر چیز به اعتماد مردم و فعالان اقتصادی وابسته است. اگر اعتماد وجود داشته باشد، حتی در شرایط سخت نیز ثبات نسبی حفظ میشود. اما وقتی اعتماد عمومی از بین برود، کوچکترین خبر میتواند اقتصاد را متلاطم کند. به همین دلیل، مقابله با نرخسازیهای رسانهای و شایعهپراکنی درباره ارز، تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه اقدامی اجتماعی برای حفظ سرمایه اعتماد ملی است سناریوهایی مانند دلار 150 یا 165 هزار تومانی، نه تنها مبنای علمی ندارند بلکه بیشتر بهعنوان ابزار روانی عمل میکنند. این اظهارنظرها باعث افزایش انتظارات تورمی، تشدید التهاب بازار و نگرانی عمومی میشوند. برای مقابله با این وضعیت، باید نهادهای نظارتی بهموقع وارد عمل شوند، رسانهها مسئولانه خبررسانی کنند و دولت نیز با ثباتبخشی به سیاستهای اقتصادی، اعتماد مردم را بازسازی نماید. اقتصاد ایران امروز بیش از هر چیز به آرامش روانی، مدیریت درست و اصلاحات ساختاری نیاز دارد؛ نه به بازیهای رسانهای با اعداد و سناریوهای بدبینانه.



